اما در پاسخ سوم نوع حقوق و نوع مناسبات عناصر جامعه است که از سر تفاوت کنار یکدیگر سازمان یافته اند.به نظر دورکیم جامعه مدرن دربرگیرنده عناصر متمایز اما وابسته ای است که به نحوی ارگانیک گرد هم آمده اند. اکنون قبل از اینکه به بسط این دیدگاه بپردازیم یکبار دیگر می پرسیم که اگر جامعه ما جامعه مدرن است به کدام یک از این سه قابل توضیح است؟آیا می توان از نوعی نظام مبتنی بر سرمایه داری در ایران بعد از عصر پهلوی سخن گفت؟آیا عقلانیت ابزاری و نظامهای بورکراتیک در ایران پدید آمده است؟ و بالاخره آیا می توان گفت که ایران دارای نوعی سیستم متمایز از هم است به گونه ای که در نتیجه تفکیک کارکردی و تمایز یابی از هم منفک شده باشند و به نحوی ارگانیک مجددا با هم پیوند یافته باشند؟ اگر به هیچ یک از این سه طریق نتوانستیم توضیح دهیم که ما جامعه مدرن داریم آیا راهی دیگر می توان یافت؟آیا نظریه های کلاسیک برای مولفه های جامعه مدرن مطلبی را جا انداخته اند، نکته ای که شاید ما با آن مفهوم بتوانیم از جامعه ایرانی را توصیح دهیم.
برچسب:
نویسنده: الینا فراهانی